تبلیغات
گلستان سخن - اربعین

کاروان اربعین

آنچه از من خواستی با کاروان آورده امیک گلستان گل به رسم ارمغان آورده ام
از در و دیوار عالم فتنه می بارید و منبی پناهان را بدین دارالامان آورده ام
اندرین ره از جرس هم بانگ یاری برنخاستکاروان را تا بدین جا با فغان آورده ام
تا نگویی زین سفر با دست خالی آمدمیک جهان درد و غم و سوز نهان آورده ام
قصه ویرانه شام ار نپرسی خوش تر استچون از آن گلزار، پیغام خزان آورده ام
دیده بودم تشنگی از دل قرارت برده بودازبرایت دامنی اشک روان آورده ام
تا به دشت نینوا بهرت عزاداری کنمیک نیستان ناله و آه و فغان آورده ام
تا نثارت سازم و گردم بلا گردان تودر کف خود از برایت نقد جان آورده ام
تا دل مهرآفرینت را نرنجانم ز دردگوشه ای از درد دل را بر زبان آورده ام

محمدعلی مجاهدی (پروانه)



تاریخ : پنجشنبه 20 آذر 1393 | 11:54 ب.ظ | نویسنده : عطیه دهقان نیری | نظرات

  • قالب وبلاگ
  • اس ام اس
  • گالری عکس